تائـب

کعبه یک سنگ نشان است که ره گم نکنی حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست
  • تائـب

    کعبه یک سنگ نشان است که ره گم نکنی حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست

طبقه بندی موضوعی
جمعه, ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۱۰:۲۰ ب.ظ

در برزخ ماندن یا رفتن؟!

از این وضع خیلی خسته شدم، اراده ای دیگه نیست

الان حدودا 6 ماه از وقتی که دوستانم قول دادند که پشتم وایمیسن و کمک می کنن که تا بقول "کمی دیرتر"، علم رو زمین نمونه می گذره ولی هر روز که میگذشت توخالی بودن این حرف بیشتر برام اثبات می شد تا الان که خودم موندم و خودم و البته بی انصافی نمی کنم دوستانی هم بودند که حسابی پشتم بودم و هستن دوستانی که ادعایی هم نداشتن نه دوستانی که پای حرف و ادعا که میشه طبلهای توخالیشان خیلی بزرگه

بچه هایی که فقط بلدند حرف بزنند و حرف بزنند ولی پای عمل که می رسه میلنگن یا من منم هایی که جای رفاقت و همدلی و فداکاری رو گرفته یا روابطی که...

و پشت میزنشینایی که دیگه حوصلشونو ندارم، خسته شدم از بس با اینا سروکله زدم رفتم و اومدم

آخرای اسفندماه بود که دیگه واقعا کم آوردم کنار کشیده بودم اما پای حرف دوستان که نشستم قبول کردم که بمونم و ادامه بدم اما از همون موقع بود که  روزها رو می شمردم که زودتر دانشگاه تموم بشه برم پی خودم که ازبس مشغول سایر بودم  از خودم خیلی جاموندم میخوام برای همیشه حداقل-دانشگاهی- از هرچی کانون و تشکل و ازین حرفاست کنار بکشم، میخوام برم دنبالی خودی که نشناختم

تو تبریز با "صداقت سبز" بودیم که جریان تسلیم شدنمو بهش گفتم و گفتم که میخوام برم دنبال خودم با اینکه میدونم اگه کنار بکشم وضعم از اونم بدتر میشه ولی دیگه با شرایطی که هست نمیتونم ادامه بدم، خوردم به تعطیلی خودم...

اما این چند روزه دوباره افتادم تو برزخ دودلی؟!

نمیدونم بمونم یا بکشم کنار هر چی میخواد بشه...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشتی برای این روزهای خودم ندارم جز آنکه گره های کور هندزفری رو باز کنم و ساعتهایی که قدم بزنم و با کتابهایی که خیلی وقته گذاشتمشون تو لیست خوندن مشغول باشم و کنار...

+افسوس که عمری پی اغیار دویدیم،  از یار بماندیم و به جایی نرسیدیم...

+دید در معرض تهدید دل و دینش را،   رفت با مرگ خود احیا کند آیینش را

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۳/۰۲/۱۲
عین.جیم

نظرات  (۹)

طولی نمیکشه که این  برزخ هم  تموم میشه .سکوت  وبازگشت به خویشتن گنج گرانبهایی برات  ارمغان میاره  که از هر چیزی ارزشمند تر است .نجوا در درونت با سوزش هرلحظه جانت نجوا با حبیب قلوب المحبین.
مهر همین امسال یه توکل کردی همین توکل کمکت بود این بار نیز مثل مهر ماه .حاجی احرام دگر بند

نه دوستانی که پای حرف و ادعا که میشه طبلهای توخالیشان خیلی بزرگه

بچه هایی که فقط بلدند حرف بزنند و حرف بزنند ولی پای عمل که می رسه میلنگن یا من منم هایی که جای رفاقت و همدلی .......

 

این بخش از صحبتات  از واقعیت دوره چراکه چقدر خوب جاهای دیگه کار میکنند ومنم منم نمیکنند  فکر کن ببین مشکل کجاست

 

حرفات در حد فحش پدر ومادره!اشکال نداره رنگین تر هم شنیدیم  زمانی نمیگذره که تو هم مبتلا خواهی شد
سلام اقدامتون عالی بود عالی .پراز برکت وخیر بود خدابقیه اش رو به خیر کنه
۲۵ خرداد ۹۳ ، ۲۳:۰۳ پابسته؛ داستان‌های‌خیلی‌کوتاه
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%84_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1_%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86
۳۰ خرداد ۹۳ ، ۰۰:۰۳ پابسته؛ داستان‌های‌خیلی‌کوتاه
http://arabi-maleki.blogfa.com/post-414.aspx

سلام، خداقوت. جز حقیقت نگفتید به دوستانی که برخورده دلیلش تلخی همین حقیقته....

واما ازونروزها خیلی گذشته به روز نمی شید؟

خدا قوت .برادر.الان میفهمم چه سختی هایی کشیدید،از کسانی که...
اجرکم عندالله...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">