تائـب

کعبه یک سنگ نشان است که ره گم نکنی حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست
  • تائـب

    کعبه یک سنگ نشان است که ره گم نکنی حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست

طبقه بندی موضوعی

۱۰ مطلب با موضوع «یادداشت» ثبت شده است

پنجشنبه, ۲۳ بهمن ۱۳۹۳، ۰۱:۳۴ ق.ظ

مادر شهید

دوستم میگفت یه پیرزنی اومد شیشه ماشینو زد...

گفت نمیتونم راه برم منم سوار کن تا ی جایی برسون...

ازش پرسیدم آخه مادر شما با این وضعت چرا اومدی راهپیمایی؟!

گفت میخواستم مطمئن شم ملت میان...

مادر شهید بود...

شهید حسین آقایی

  #22بهمن ۹۳ تبریز

+

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ بهمن ۹۳ ، ۰۱:۳۴
عین.جیم
جمعه, ۲۳ آبان ۱۳۹۳، ۰۲:۱۷ ق.ظ

شیار 143 یک حس خوب

خیلی وقت بود منتظر شروع اکران عمومی فیلم سینمایی "شیار 143"(به کارگردانی خانم نرگس آبیار) و تماشای این فیلم بودم بخصوص که چندبارهم که فرصتش پیش اومده بود از دست داده بودم تا اینکه از روز چهارشنبه اکران عمومی شیار143 شروع شد و بالاخره بعد از کلی انتظار تونستم فیلم رو در سینما 29 بهمن تبریز در اولین روز اکرانش ببینم هرچند تعداد حاضرین در سالن نمایش به تعداد انگشتان دست هم نمی شد.

عنوان "شیار 143"،بیشتر به فیلمهای جنگی میخورد اما فیلم شیار 143 روایت مادری(الفت/مریلا زارعی) است که بخاطر فوت شوهرش با سختی فرزندانش را بزرگ می کند و زمانی که وقت دانشگاه رفتن و ازدواج پسرش یونس می شود او در خط مقدم جبهه حاضر می شود...

یونس با 3 نفر از دوستانش راهی جبهه می شوند،عملیات والفجر مقدماتی سال 61 لو می رود و تا مدتی خبری از سرنوشت این 4 نفر نمی شود تا وقتی که ازطریق رادیو عراق که اسم اسرا رو اعلام می کند تکلیف 3 نفر مشخص می شود اما از یونس خبری نیست

بعد ازین الفت، یک رادیوی ترانزیستوری به کمرش می بند که همه جا آن را می برد، جنگ تمام می شود اما هنوزهم از گمگشته مادر خبری نمی شود.

وقتی اسرای جنگی آزاد می شوند به خانه ی اسرای منطقه شان می رود تا بلکه خبری از یونس بگیرد اما... تا آنکه یک روز برادر آزاده ای تماس می گیرد و میگوید که برادرش با یونس در یک اردوگاه اسیر بوده

با شنیدن این خبر الفت پیر وشکسته به یکباره چنان جانی می گیرد که گوشی تلفن را رها می کند و به کوچه می رود تا این خبر را به همسایه ها هم بدهد...

 وقتی هم می خواهد به دیدار آن آزاده هم‌بند پسرش برود یادش می رود کفش بپوشد و پابرهنه است اما آخرسر معلوم می شود یونسی که میگفتن یونس میررحیمی بوده نه یونس میرجلیلی... با این همه مادر همچنان امیدوار است

بالاخره یک روز اطلاع میدهند که یونس پیدا شده و قرار است برگردد اما در تابوتی که داخلش استخوانهای شهید است

سکانسی که نقطه طلایی و خیلی تاثیرگذار فیلم است فرامیرسد مادر  شهید-پابرهنه- می خواهد با پسرش که حالا باندازه یک نوزاد چندماهه است خلوت کند اما هیچ آه و ناله ای شنیده نمی شود و روضه ای هم خوانده نمی شود اما همین سکانس غریبانه اشک خیلی ها را درمی آورد سکانسی که می توان گفت شاید گوشه ای از مظلومیت مادران چشم به راه شهدا را به تصویر کشیده است.

*****

نکاتی درباره فیلم:

+شروع مستندوار فیلم که با مصاحبه از نزدیکان یونس است که کمی توی ذوق میزند اما در ادامه  این فضای مصاحبه ای هم در فیلم گم می شود، البته بنظرم بعضی صحنه ها اضافی هستن از جمله صحنه های آرشیوی و بدون صدای جنگ که بجای کمک به داستان فیلم مخاطب برا از فیلم دور میکنند.

+اسم فیلم هم تنها یکی دوبار گفته می شود و اصلا معلوم نیست شیار143 کجاست توضحی دربارش داده نمی شود؟چرا 143؟...

+شاهرخ سرباز تفحص و شلخته ای که نمی فهمم چرا یونس شهید به خواب او باید بیاید؟!

+فیلم بطور جالبی با صلوات به پایان می رسد که بنظرم همراهی ناخواسته مخاطبان را هم درپی دارد-برای خودم که اینطور بود!-

****

+ولی اعتراف میکنم در مقاطعی از فیلم با اینکه خیلی خواستم خودم را نگه دارم اما اشک از چشمانم جاری شد بخصوص در سکانس پایانی و وقتیکه بلند شدم بیام بیرون اشکهایم را پاک می کردم .

بنظرم ارزش داره برای یک بار هم که شده این فیلم رو ببیند با وجود فرازوفرودهای فیلم در پایان حس و حال خوبی پیدا می کنید.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشتها:

...

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۳ آبان ۹۳ ، ۰۲:۱۷
عین.جیم

ّچند روز پیش بعد از یک ترم! رفتم شهرمون، رفتم چهاررراه شهرداری که تاکسی بگیرم .... تابلوهایی که روی نرده های ساختمان (قدیمی) شهرداری نصب شده بود توجهم رو جلب کردن، تصاویر مشاهیر شهر رو نصب کرده بودن، اعتراف می کنم که خودم هم برخی از اینها رو تا حالا نمی شناختم حتی به اسم...

بنظرم طرح خوبیه برای آشنایی حداقلی با چهره ها و مشاهیر شهر، حداقلی به این خاطرکه رو تابلوها فقط عکس و اسم شخصیت بعلاوه یک توضیح خیلی کوتاه نوشته شده، فک کنم می شد با یک طراحی جامع تر توضیحات بیشتری رو به تابلوها اضافه کرد.

+ کیفیت تصاویر چندان جالب نیست!

+ ظاهرا شهرداری این کارو از عید نوروز شروع کرده اما من چون یه کم دیر گذرم به شهر افتاد دیر متوجه شدم!

*********

+برداشت اول:

هرچند تصمیمم رو گرفته بودم و به هر نحوی که بود می خواستم بکشم کنار، اما واقعیتش اینه که درسته دوستان از هر لحاظش خیلی بهم لطف داشتن ولی تهش این خودم بودم که علی رغم  دودلیِ قطعی شده ام، نرفتم کنار یا اینکه نخواستم برم کنار، خدا آخرشو بخیر کنه، می ترسم...

+برداشت دوم: هنوز هم برای نوشتن درباره اتفاقاتی که سر نشریه(ویژه نامه منیم آذربایجانیم) دیر نیست اما مهمتر از این اینها-ازنظرمن- هرچی بود و هر اتفاقی افتاد یه اتفاق قشنگی که تو اون گیرودار و اوضاع درهم افتاد، یکصدا و همدل شدن همه بچه ها بود این حداقل برای من یکی هرچند برای چند روز کوتاه،خیلی شیرین بود البته با پیوست کردن وقایع اتفاقیه قبلترهاش! کاش ادامه داشته باشه...

+برداشت سوم: مدتیه بدجور دنبال کتابها و بحثهای معرفتیم دوستان سراغ دارند دریغ نکنن محتاجیم.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت:

* هر کس روزنه ایست به سوی خداوند، اگر اندوهناک شود. اگر به شدت اندوهناک شود. م.مستور

*ای فرزند آدم ...

به دل خود نگاه کن هرقدر دلت به دنیا بسته باشد 

همان قدرمحبت و مهر مرا از دلت بیرون کرده‌ای

چراکه هیچگاه من محبت خود و محبت دنیا را در یک دل جمع نمی‌کنم  +

*بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست      آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست ف.نظری

* حذف شد...

نمی دانم ...

* حال این روزهای آخرم اینگونه است هرچند ظاهرش طور دیگر نشان دهد...

ـــــــــــــــــــــــ

* هدایت مردم، کارویژه یک دولت دینی است +

* "رمز عبور" +

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۳ تیر ۹۳ ، ۱۳:۰۸
عین.جیم
جمعه, ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۱۰:۲۰ ب.ظ

در برزخ ماندن یا رفتن؟!

از این وضع خیلی خسته شدم، اراده ای دیگه نیست

الان حدودا 6 ماه از وقتی که دوستانم قول دادند که پشتم وایمیسن و کمک می کنن که تا بقول "کمی دیرتر"، علم رو زمین نمونه می گذره ولی هر روز که میگذشت توخالی بودن این حرف بیشتر برام اثبات می شد تا الان که خودم موندم و خودم و البته بی انصافی نمی کنم دوستانی هم بودند که حسابی پشتم بودم و هستن دوستانی که ادعایی هم نداشتن نه دوستانی که پای حرف و ادعا که میشه طبلهای توخالیشان خیلی بزرگه

بچه هایی که فقط بلدند حرف بزنند و حرف بزنند ولی پای عمل که می رسه میلنگن یا من منم هایی که جای رفاقت و همدلی و فداکاری رو گرفته یا روابطی که...

و پشت میزنشینایی که دیگه حوصلشونو ندارم، خسته شدم از بس با اینا سروکله زدم رفتم و اومدم

آخرای اسفندماه بود که دیگه واقعا کم آوردم کنار کشیده بودم اما پای حرف دوستان که نشستم قبول کردم که بمونم و ادامه بدم اما از همون موقع بود که  روزها رو می شمردم که زودتر دانشگاه تموم بشه برم پی خودم که ازبس مشغول سایر بودم  از خودم خیلی جاموندم میخوام برای همیشه حداقل-دانشگاهی- از هرچی کانون و تشکل و ازین حرفاست کنار بکشم، میخوام برم دنبالی خودی که نشناختم

تو تبریز با "صداقت سبز" بودیم که جریان تسلیم شدنمو بهش گفتم و گفتم که میخوام برم دنبال خودم با اینکه میدونم اگه کنار بکشم وضعم از اونم بدتر میشه ولی دیگه با شرایطی که هست نمیتونم ادامه بدم، خوردم به تعطیلی خودم...

اما این چند روزه دوباره افتادم تو برزخ دودلی؟!

نمیدونم بمونم یا بکشم کنار هر چی میخواد بشه...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشتی برای این روزهای خودم ندارم جز آنکه گره های کور هندزفری رو باز کنم و ساعتهایی که قدم بزنم و با کتابهایی که خیلی وقته گذاشتمشون تو لیست خوندن مشغول باشم و کنار...

+افسوس که عمری پی اغیار دویدیم،  از یار بماندیم و به جایی نرسیدیم...

+دید در معرض تهدید دل و دینش را،   رفت با مرگ خود احیا کند آیینش را

۹ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۲:۲۰
عین.جیم
سه شنبه, ۲۷ اسفند ۱۳۹۲، ۱۰:۱۷ ب.ظ

قسم حضرت عباس را باور کنیم یا دم خروستان را؟

روی عکس کلیک کنید-سند آزادی بیان-

در ادامه روند انتقادپذیری و «استقبال از نقد و انتقاد»-از نوع دولت محترم راستگویان-علی رغم تکذیب دبیر هیئت نظارت بر نشریات! پس از توقیف هفته نامه یالثارات الحسین، هفته نامه 9 دی هم بدلیل انتقاد از عملکرد دولت توقیف شد تا برگ زرین دیگری بر تارک دولت اعتدال، تدبیر و امید ثبت و ضبط شود.

چندی پیش رئیس جمهور محترم در جشنواره مطبوعات درباره انتقاد و رسانه ها چنین گفته بود که:

"در هیئت وزیران و هم به مسئولان گفته‌ام یا شکایتی از طرف دولت نباید باشد، نسبت به روزنامه، رسانه و یا باید به حد اقل اقل ضروری اکتفا شود. شما می بینید امروز انتقاد صریح می کنند که حق آنهاست. گاهی حتی اتهام می زنند، دروغ مطرح می شود. حتی نسبت به آن موارد هم دولت وارد عمل نشده و شکایتی را مطرح نکرده است. فقط از طریق مسئولان به آنها تذکر داده شده که این حرف ناصحیح و نادرست است."

«... بی تردید اگر در جامعه‌ای بیان‌ها بسته و قلم‌ها شکسته شود اعتماد عمومی در آن جامعه از بین خواهد رفت. و چشم‌ها و گوش‌ها به سمت امکانات ارتباطاتی بیگانگان قرار خواهد گرفت. بگذاریم میدان قلم و بیان، میدان بازی باشد تا حقایق برای مردم و جامعه تبیین شود.»

و ...

سوال این است که وقتی تحمل صدای مخالف را ندارید وقتی تحمل انتقاد از عملکردتان را ندارید چرا  از آزادی بیان و آزادی رسانه ها دم می زنید در حالی که در عمل به آن اعتقادی ندارید؟

کدام اعتدال وقتی با روزنامه هایی که امامت را منکر می شوند یا احکام الهی را غیرانسانی می دانند برخوردی نمی کنید و اظهار تاسف هم می کنید از برخورد قضایی با اینان اما وقتی از عملکرد ضعیفتان انتقاد می شود داس خود را علم می کنید؟

لِم تقولون ما تفعلون1

چرا به چیزی که می گویید عمل نمی کنید؟
مطمئنا با این گفتار و عملکرد ریاکارانه و نفاق آشکار، «اعتماد عمومی» جامعه به عنوان بزرگترین سرمایه دولت از بین خواهد رفت و البته از قدیم گفته اند «سالی که نکوست از بهارش پیداست» با این روندی که دولت راستگویان در پیش گرفته باید منتظر بسته شدن(پلمپ) دهان سایر منتقدین هم بود.

 با این اوصاف حال ما  نمی دانیم قسم حضرت عباس را باور کنیم یا دم خروستان را؟!

***

+1-یَآ أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ‏ ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید! چرا چیزى مى‏گویید که عمل نمى‏کنید؟ (+)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی‌نوشت:

+از تابستون فکری ذهنم را مشغول خودش کرده اما تا الان که نتونستم همچین عملیش کنم...

+هنوز هم هوای جنوب رو دارم داغش هنوز تازه است کاش بشه که...

دلم راهیان میخواهد...

+ملا شدن چه آسان،آدم شدن چه مشکل

+دیگران نوشتها: چگونه اقتصاد مقاومتی را اجرا نکنیم!/ تحلیل محتوای جزء به جزء توافق ژنو/ خوب،بد زشت 1392


۹ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۷ اسفند ۹۲ ، ۲۲:۱۷
عین.جیم
دوشنبه, ۱ مهر ۱۳۹۲، ۰۲:۳۱ ب.ظ

عنوان ندارد.

توکلت علی الله

خودمو سپردم به خودت . . .

دریاب‌م





به این جا هم سر بزنید: +

+9دی: کمپین مردمی شکایت از سران فتنه 88

۱۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مهر ۹۲ ، ۱۴:۳۱
عین.جیم
چهارشنبه, ۱۶ مرداد ۱۳۹۲، ۰۶:۱۸ ب.ظ

هیئت دولت یا خانه سالمندان

«میانگین سنی وزرای پیشنهادی پنجاهو اندی! همه بالای 50»
 این پیامکی بود که یکی از دوستان(عزیز)، پس از معرفی کابینه پیشنهادی دولت یازدهم توسط حجت الاسلام و المسلمین دکتر روحانی برایم فرستاد.
+ جوانترین وزیر پیشنهادی دولت تدبیر و امید 53 سال و پیرترین هم 68 سال سن دارند!

مگر نه اینکه دولت به عنوان قوه اجرایی کشور باید بیشترین فعالیت و تلاش و دوندگی را برای تعالی کشور داشته باشد، پس چرا دکتر روحانی به جای استفاده از نیروهای جوان و تحصیلکرده، هیئت دولت را با خانه سالمندان اشتباه گرفته‌اند؟
البته همه قبول داریم که تجربه و داشتن پختگی لازم و خیلی هم ضروری است، اما آیا این ژنرال ها توان فعالیت اجرایی سنگین را دارند؟ 
اصلا مگر نمی‌شد از این افراد باسابقه و با تجربه به عوان مشاوران وزرایی جوان استفاده شود؟ چه مانعی وجود داشت؟
یعنی باید باور کنیم که در این 8سال، هیچ مدیر لایق و شایسته‌ای در کشور تربیت نشده که دکتر روحانی به سراغ بازنشسته‌های دولت هاشمی و خاتمی(تقریبا) رفته است؟
بازنشسته‌هایی که برخی‌شان سوابق پرابهامی دارند!
این بود دولت «تدبیر و امید» و «اعتدال» ؟
دولت «فراجناحی» ؟
مگر رهبری بارها بر جوان‌گرایی و استفاده از نیروهای جوان تأکید نکرده‌اند؟
.
.
.
با همه این‌ها برای رئیس جمهور یازدهم آرزوی موفقیت دارم آن هم در این شرایط سخت و دشوار که هنوز هیچی نشده یانکی‌ها تحریم‌های جدید را تصویب کردند که فلان و بیساره...
انصافا یه ذره انصاف هم خوبه لاقل صبر می‌کردید کارشونو شروع کنند بعد ...
راستی جوانان هم فعلا برن دنبال ...  .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی‌نوشت‌ها:
ماه خدا تموم شد و من هنوز اندر خم کوچه هم نیستم.
التماس دعا ...
 +دیگران نوشت‌ها:
. داستانک «زیرنویس» +
. رسانه‌ در انحصار «رسانه‌دراها»، «بی‌رسانه‌ها» در غربت +
. سنگین‌ترین عمل در ترازوی اعمال بنده ... +
. امر به معروف با اعمال شاقه +
. قابل توجه رئیس جمهور +

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ مرداد ۹۲ ، ۱۸:۱۸
عین.جیم
پنجشنبه, ۵ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۱۱:۱۸ ب.ظ

آیا فتنه دیگری در راه است؟

آیا فتنه دیگری در راه است؟

کمتر از دو ماه دیگر به بزرگترین رخداد سیاسی کشور، یعنی یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری مانده است و هرچه به زمان برگزاری نزدیک‌تر می‌شویم، مباحثات پیرامون آن هم بیشتر و بیشتر می‌شود.

در طول بیش از سه دهه‌ای که از انقلاب اسلامی سپری شده بیش از 30  انتخابات مختلف در این کشور برگزار شده چه در شرایطی که کشور درگیر جنگ تحمیلی و موشکباران شهرها و روستاها بوده و چه در شرایط بعد از جنگ(صلح)،در همه این سال‌ها دوره ای نبوده که در آن انتخابات، به هر دلیلی لغو یا حتی  تعویق شود.

اما مدتی است برخی در داخل مکررا شعار برگزاری "انتخابات آزاد" سرمی دهند، به بیان دیگر یعنی از نظر اینان تاکنون انتخاباتی که در ایران اسلامی برگزار شده، آزاد نبود و از این به بعد باید آزاد باشد! این در حالی است که خود این افراد قبلا از طریق همین نوع انخابات به مناصب بالایی در نظام دست یافته‌اند چند دوره هم مجری برگزاری انتخابات بوده‌اند، اما در آن زمان حرفی از انتخابات آزاد مطرح نبود، حال چه شده است که این گونه به تکاپو افتاده‌اند  حرف از آزادی انتخابات می‌زنند؟

اما واقعا انتخابات آزادی که می‌گویند، چیست؟!

انتخابات آزاد همان کلید واژه‌ای است که دشمن در برنامه ریزی های خود علیه ما، آن را به عنوان رمز خود برای زیر سوال بردن اصل انتخابات و در نتیجه کمرنگ کردن حضور مردم آن را بکار گرفته است، چراکه به‌خوبی دریافته است که تحریم انتخابات توسط مردم عملا غیرممکن است، پس با طرح چنین مسئله‌ای در کنار انجام اقدامات دیگر، سعی در کمرنگ کردن حضور مردم را دارد تا آن را دلیلی بر کاهش مقبولیت نظام به حساب آورد و از این طریق درصدد تضعیف و ضربه زدن به آن برآید و اخیرا هم نبود انتخابات آزاد را بهانه‌ای برای اعمال مجازات و تحریم‌های جدید علیه ایران اسلامی عنوان کردند.

برخی افراد از جمله کسانی که خود مجری چند دوره انتخابات بودند و رسانه‌های داخلی هم که دانسته یا ندانسته،  همصدا با دشمن، چنین شعارهایی را مطرح می کنند و به این فضا دامن منی زنند در واقع در راستای پیاده سازی برنامه های شوم دشمنان گام برمی دارند.

این کلیدواژه را اولین بار آقای هاشمی رفسنجانی مطرح کرد، سپس اصلاح طلبان و  منتقدین دولت و در آخر هم خود دولت با اهدافی نامعلوم آن را بکار گرفتند تا آنجا که تکرار این واژه، سرانجام رهبری را مجبور به عکس العمل در این‌باره کرد، ایشان در دیداری که اخیرا با مردم قم داشتند، گفتند: " آن کسانی که راجع به انتخابات توصیه هایی میکنند،حواسشان باشد به دشمن کمک نکنند،دائما نگویند انتخابات باید آزاد باشد، از اول انقلاب 34 انتخابات داشتیم، کدامش آزاد نبوده است؟

رهبر انقلاب تاکید کردند: کسانی که وارد عرصه انتخابات می‌شوند، باید بتوانند بار مسئولیت را بکشند، صلاحیت‌های مورد نظر شورای نگهبان را در خود ملاحظه کنند و باید بخواهند که قانون اساسی را اجرا کنند".

  طرح این واژه شاید بدین معنا باشد که از نظر این عده خاص انتخابات های گذشته آزاد نبوده که در این‌صورت عملکرد خود را در دوره‌ای که مجری برگزاری انتخابات بوده‌اند، زیر سوال می‌برند. معنای دیگر این می‌تواند باشد که اگر فرد مورد نظر ایشان رأی بیاورد انتخابات آزاد بوده و اگر رأی نیاورد در این صورت انتخابات آزاد نبوده است.

قبل از انتخابات 88 هم واژه «کمیته‌ی صیانت از آرا» مطرح بود که بعد از انتخابات معلوم شد قضیه از چه قرار است. پس پرواضح است برای انتخابات خرداد ماه هم، عده‌ای نقشه‌ای شوم در سر دارند ...

بهتر است این دسته افراد  هرچه زودتر از این خواب غفلت بیدار شوند و موضع خود را مشخص سازند چرا که در درجه اول آن ته مانده وجهه‌ای  هم که در نزد ملت دارند از میان خواهد رفت و دیگر جایگاهی نخواهند داشت و در درجه بعدی، مردم بسیار بابصیرت تر از این هستند که فریب دشمن و عواملش را بخورند. بخصوص آنکه پس از فتنه سال 88  به خوبی روسای فتنه و همچنین ساکتینی را که از پشت سر چراغ سبز نشان می‌دادند، شناختند و می‌دانند که در انتخابات پیش رو باید دقت بیشتری کنند تا کسی انتخاب می‌شود معتقد و پا‌بند واقعی به قانون و  نظام و آرمان‌های آن باشد.

برخلاف عده‌‌ای که شعار انتخابات آزاد سر می‌دهند، مردم در عمل  باور دارند که رأی ایشان در سرنوشت سیاسی کشور کاملا تأثیرگذار است، برای نمونه می‌توان به نهمین دوره انتخابات اشاره کردکه در آن دولت اصلاحات علنأ حامی و خواستار ریاست جمهوری فرد موردنظر خویش بود، این رأی مردم بود که منجر به شکست نامزد مورد حمایت دولت و سرکار آمدن منتخب ملت شد.

  همواره در ادوار مختلف انتخابات شاهد حضور گستره و پرشور مردم کشور در پای صندوق‌های رأی بودیم حتی زمانی که این صندوق‌ها زیر باران موشک‌ها قرار داشتند، در برهه‌ی فعلی هم گرچه نمی‌توان منکر وجود مشکلات و مسائلی از قبیل تورم و گرانی زیاد، تحریم های گسترده و ... شد، اما مردم به خوبی می دانند که این مشکلات بخاطر سوء مدیریت‌ها و کم‌کاری‌های دولت و مجلس ایجاد شده و نباید به پای نظام اسلامی نوشت.

حماسه سیاسی و اقتصادی که در سال جدید مد نظر رهبر معظم  انقلاب می باشد را باید مرحله ای مهم و  نقطه عطفی دانست که  می تواند کشور  را در مقابل توطئه‌ها و حوادث سال های آینده، بیمه کند و از آسیب های احتمالی دشمنان در امان نگه دارد. قطعا باید گفت برجسته ترین و مهم ترین نمود و جلوه آن انتخابات ریاست جمهوری یازدهم خواهد بود.



ـــــــــــــــــــــــــ


بازنشر این مطلب در اینجا +

پی نوشت: فک نکنم بد باشه گاهی به خودمان و افکارمان استراحت دهیم و دقایقی را با خود! خلوت کنیم...لازمه

آیه نوشت:  أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (الرعد – 28) بدجور بهم آرامش میده.

دیگران نوشت1: این مطلب را بخوانید: خاطره‌ای خواندئی(دلم می‌خواهد دختران با حجاب را خفه کنم) +

دیگران نوشت2: شاید سبک زندگی +

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۹۲ ، ۲۳:۱۸
عین.جیم
جمعه, ۲۳ فروردين ۱۳۹۲، ۰۸:۲۳ ب.ظ

جا مانده . . .

بنام خدایی که در همین نزدیکسیت...

برای دومین بار هم قسمت شد برم جنوب اما ایندفه یه کم با قبلی فرق میکرد ایندفه باید وظیفه ای رو هم به عهده گرفته بودم انجام میدادم...

و این طور شد که از کاروان جا ماندم هرچند که تو منطقه حضور داشتم اما نشد که از مهمونی که دعوتم کرده بودن بهره مند! شوم و خدا می داند که از اردوی جنوب امسال(91) یک دنیا حسرت برایم ماند...

حسرت اینکه از کاروان جا ماندم، از فکه، طلائیه، اروند...

اما اگه راست و حسنیشو بخواین کلاه خودمو پیش خودم قاضی کردم و دیدم خودم خیلیم کم کاری کردم، خیلیارو هم از دست خودم رنجوندم و یه جاهایی فراموش کردم برای چی اومدم و مهمون کیا هستم، خیلی بهتر ازین میشد کاریو که برعهده داشتم انجام بدم ولی بهرحال بدلایلی(توجیه کم کاری) نشد که بشه

نمیدونم شاید خودم هم یه کم خرده شیشه؟! داشتم که ...

شاید همینا باعث شدن که الان دچار این "حسرت بزرگ" شوم و از کاروان عشق، جا بمونم، نمیدانم، فقط کاش خدا قسمت کنه یه بار دیگه مهمون شهدا شوم.


ــــــــــــــ

پی نوشت1: حلال کنید.

شهید نوشت: جنگ دانشگاهی است که مدرک آن پاک بودن، خلوص نیت،‌ صبر و تحمل است.(شهید محسن نورانی)

آیه نوشت:وَ سارِعُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقینَ(آبه 133/ آل عمران)

پی نوشت2: تعدادی عکس از اردو در ادامه مطلب که توسط دوستان تهیه شده.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ فروردين ۹۲ ، ۲۰:۲۳
عین.جیم
پنجشنبه, ۲۲ فروردين ۱۳۹۲، ۰۲:۵۵ ق.ظ

شروعی دوباره...

بنام خدایی که در همین نزدیکیسیت...
سلام.
بالاخره بعد از چند وبلاگ تو بلاگفا و میهن بلاگ و ... که هر کدوم بدلایلی تقریبا غیرفعال شدند و دیگر بروز نمیشوند(مگر اینکه معجزه ای بشه و آپ شن!) البته دلیل این اتفاق بیشتر تنبلی و کم حوصلگی خودمه تا  ...
بگذریم ازین حرفا این بار با این وبلاگ جدید که ایشالا دربرگیرنده ی تمام حرفا و چیزهایی خواهد بود که باید بگم و گفته بشن به فضای مجازی برگشتم، برگشتم تا حداقل تو این فضای خیلی خیلی گسترده اینترنت که از شیر مرغ تا جون آدمیزاد توش پیدا میشه و معلوم نیست کی به کیه، کاری رو فک میکنم درسته انجام بدم
اگه خدا کمک کنه دیگه سعی میکنم از آفت تنبلی و بی حوصلگی و بی دردی خودمو دور نگه دارم و هروقت که احساس کنم لازمه باشم، باشم...




ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت1: ------
پی نوشت2: حرف زدن و قضاوت کردن خیلی راحته اما همینا باعث ایحاد کلی دشمنی، دلخوری و فاصله گرفتن از هم میشه
+ زبان، درنده اى است که اگر رها شود، گاز مى گیرد. امام علی(ع) ، نهج البلاغه، حکمت ۶۰
+ آدم باید کلاه خودش را قاضی کند.
راست نوشت: چند روزیست احساس می کنم خیلی بد شدم ...
 +الهی لا تکلنی الی نفسی طرفه عین ابدا.
افزوده نوشت:
لاتبطلوا صدقاتکم بالمن و الاذی(آیه 264 سوره بقره)
+قابل توجه بعضیا...

البته برخی حرفا هم باعث برداشتای نابجا و نادرست میشه بنظرم بد نمیشه اگر یکبار هم چشم ها را بشوریم و جور دیگر ببینیم(با اجازه از سهراب سپهری)




۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ فروردين ۹۲ ، ۰۲:۵۵
عین.جیم